ساز ایرانی تار به نام کشور آذربایجان در یونسکو به ثبت رسید.


برکسی پوشیده نیست که ساز "تار" یک ساز کاملا ایرانی است که با زخمه نواخته می‌شود و حال چطور می‌توان پذیرفت این ساز که نسل به نسل در دستان نوازندگان ایرانی چرخیده و نواهای موسیقی اصیل ایران را در قالب تصنیف و آواز در هفت دستگاه موسیقی به یادگار گذاشته است، امروز در یونسکو به‌نام آذربایجان ثبت شود.

ساز "تار" در گذشته پنج سیم (یا پنج تار) داشت اما درویش خان سیم ششمی به آن افزود که تا به امروز با عنوان تار در ایران توسط هنرمندان بزرگی چون آقا حسینقلی، میرزا عبدالله، درویش خان، اسماعیل ساقی،علینقی وزیری، موسی معروفی، یحیی زرین پنجه،علی اکبر شهناز، مرتضی نی داودد، عبدالحسین شهنازی، غلامحسین بیگجه خانی، لطف الله مجد، عطا جنگوک و .... نواخته شده است و امروزه این ساز با زخمه استادانی چون هوشنگ ظریف، حسین علیزاده ، داریوش پیرنیاکان همچنان در نواست.

شاید عجیب و حتی خنده دار باشد که ساز تار به رغم ریشه پایدارش در ایران و با علم به این موضوع که سازهایی مانند گیتار اروپاییان و سیتار هندیان دست کم بخشی از نامشان را از آن به عاریت گرفته اند، توسط یونسکو به نام جمهوری آذربایجان به ثبت رسیده باشد! اما شنیدن از ثبت جهانی یک ساز با نام فارسی به نام یک کشور تغیر فارسی زبان کجا و دانستن این نکته که در زمان ثبت، نمایندگان کشورمان در محل حضور داشته اند، کجا؟!
هر چقدر که اسم این ساز ایرانی بودن آن را فریاد می زند، اما کوتاهی مسئولان میراث فرهنگی ما از یک سو و دست درازی مسئولان دیگر کشورها از سوی دیگر کافی است تا میراث تاریخی کشورمان در مقابل دیدگان مسئولان ایرانی به یغما رفته و تنها برای ما آه بماند و افسوس!
این اقدام یونسکو در حالی صورت گرفته است که هنرمندان، ساز تار را یکی از مهم‌ترین سازهای ایرانی خوانده‌اند که بیشتر به نام ایران شناخته می‌شود. از سوی دیگر از آنجا که ایران هیچ مشارکتی در پرونده ثبت جهانی تار نداشته ساز تار به نام آذربایجان در یونسکو به ثبت رسید.

در گزارش یونسکو آمده است که این ساز دارای ویژگی سازهای سنتی است و در مراسم مختلف عروسی و جشن و عیدهای گوناگون و مهمانی‌های سنتی گرفته تا کنسرت‌ها و همایش‌های امروزین نواخته می‎شود. براساس این گزارش، ساخت این ساز طی سال‎ها وقرن‎ها توسط صنعتگران سنتی که مهارت‎های خود را نسل به نسل به شاگردان خود منتقل کرده‎اند، حفظ شده و نحوه اجرا و مهارت‎های هنری در نوازندگی این ساز نیز به‌صورت شفاهی توسط استادان هنر به نسل جوان‌تر درمردم این کشور منتقل شده است.

 همزمان با تغییر و تحولات در ریاست سازمان میراث فرهنگی کشور، مسعود علویان صدر،  از ثبت جهانی پرونده «قالی شویان مشهد اردهال» در هفتمین اجلاس کمیته میراث معنوی در پاریس (سوم تا هفتم دسامبر مصادف با 13 الی 17 آذرماه) خبر داده و پذیرش تنها پرونده ارائه شده توسط ایران به این اجلاس را افتخار جهانی دیگری برای میراث فرهنگی کشورمان خطاب می کند تا هنوز فرصت خوشحالی از این اتفاق دست نداده، خبر برسد که در همان اجلاس سازی به نام جمهوری آذربایجان به ثبت رسیده که در سراسر جهان با نام ایرانی اش شناخته می شود؛ تار!
ساز تار در حالی در فهرست میراث ناملموس بشری یونسکو به نام کشور آذربایجان به ثبت جهانی رسید که به گفته معاون میراث فرهنگی کشور، در این اجلاس «یداله پرمون» مدیر مرکز منطقه ای میراث معنوی یونسکو در آسیای مرکزی و غربی و «محمدحسن طالبیان» مدیر دفتر تدوین پرونده های ثبت جهانی به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران حضور داشتند.


برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید
این ماجرای تلخ زمانی عجیب تر جلوه خواهد که به اطلاعیه یونسکو درباره آن مراجعه کنیم؛ جایی که در می یابیم «ساز تار» به مفهوم مطلق آن -و نه نوع خاصی از آن،- همراه با تمامی فنون ساخت و شیوه های نواختنش بدون اعتنا به ایران و حتی دیگر کشورهای منطقه به نام جمهوری آذربایجان به ثبت رسیده است.
 این اتفاق در حالی صورت می پذیرد که مرکز مطالعات منطقه ای حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس به تازگی و با بوق و کرنای فراوان در ایران راه اندازی شده بود ... [اکنون] مسئولان ایرانی این کمیته و نیز مسئولان ذی ربط سازمان میراث فرهنگی هر اندازه که بخاطر این اتفاق و بابت ناتوانی و بی مسئولیتی و بی کفایتی خود شرم زده باشند، باز هم کم است.
نقش تار روی پیکره گلی از تمدن های ماقبل کورش، دوره عیلامی میانه، اواخر هزاره دوم قبل از میلاد، کشف شده از شهر شوش - موزه لوور

این پرونده از سوی جمهوری آذربایجان به یونسکو ارائه شده، در حالی که قبل از به وجود آمدن کشوری به اسم جمهوری آذربایجان، ایران «تار» داشت. اشکال کار در یک پسوند است؛ این ساز باید با عنوان «تار آذربایجانی» به ثبت می رسید در حالی که در فهرست میراث معنوی، تنها از عنوان «تار» استفاده شده است و باید به این نکته هم توجه داشت که تار آذربایجان از نظر شکل، تعداد سیم و شیوه نوازندگی با تار ایرانی متفاوت است.
این سخنان به حقیقتی اشاره دارد که قابل انکار نیست، چه جمهوری آذربایجان فعلی -و حتی بسیار فراتر از آن- تا قبل از قراردادهای نگین ترکمانچای و گلستان، بخشی از سرزمین باستانی ایران بوده و قرنها تبادل فرهنگی رایج در این سرزمین بسیار فراتر از تشابهات سازهای سنتی در آنهاست؛ از این رو همواره تار نیز سازی مشترک بین ایران و سایر کشورهای مانند ارمنستان، آذربایجان، تاجیکستان، گرجستان و غیره معرفی شده است اما از سوی دیگر، اینقدر ایرانی به شمار می آید که بدون تغییر نام در سایر کشورها مورد استفاده قرار می گیرد و شکل امروزی اش را هم مرهون یکی از اساتید موسیقی ایران است.
بد نیست که بدانید: درویش خان، استاد موسیقی زمان قاجاریه، در دوم آذر سال 1305 زمانی که با درشکه در حال بازگشت به منزل بود، با یک خودرو تصادف کرده و جان به جان آفرین تسلیم کرد تا به روایتی، نخستین جان باخته حوادث رانندگی در کشورمان لقب بگیرد!
صحبت از استاد غلامحسین درویش (ملقب به درویش خان) است که در سال ۱۲۵۱ هجری خورشیدی در تهران زاده شد و به دلیل مهارتش در سه تار نوازی، تار را از سازی با پنج رشته سیم (دو سیم سفید، دوسیم زرد، و یک سیم بم) به سازی با شش رشته سیم (شکل امروزی) ارتقا داد و هنوز که هنوز است، این ساز به این شکل در موسیقی اصیل ایرانی و سایر کشورها خودنمایی می کند؛ هرچند که شاید کوک آن و حتی شیوه در دست گرفتنش در برخی کشورها متفاوت شده باشد.
بدین ترتیب این نظریه که شاید در ماجرای اخیر با "اشتباه در ثبت عنوان ساز" مواجه باشیم که حتی ممکن است قابل جبران هم باشد، رد شده و البته هر گونه گمانی درباره سهوی بودن این اتفاق نیز مردود است، چراکه ساکنان کشور کوچک شمال غربی ایران، نه تنها اعتقادی به استفاده از اسم «تار آذربایجانی» ندارند، بلکه ادعایشان نسبت به مالکیت «تار» را حتی به تازگی در قالب چاپ تمبر هم نشان داده اند؛ و عجیب اینکه قرابت زمانی زیادی بین تاریخ انتشار تمبر و تاریخ ارائه درخواست جمهوری آذربایجان برای ثبت جهانی تار به چشم می خورد.

برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید
این اتفاق نه فقط نه در مورد ساز تار، که برای ثبت جهانی قوش بازی و شکار با شاهین نیز روی داده است.
این آیین و میراث کهن که در ایران نیز شواهد فراوانی از وجود آن در گذشته و حال به دست آمده و سنگ نگاره ها و تابلوهای نقاشی متعددی از آن برجای مانده است، در حالی بدون یادکرد از ایران ثبت شده که نام کشورهای امارات متحده عربی، استرالیا، بلژیک، چک، فرانسه، مجارستان، کره، مغولستان، موروکو، قطر، عربستان سعودی، اسپانیا و سوریه در آن به چشم می خورد.

نقش فتحعلی شاه و شاهین، سنگ نگاره قاجاری چشمه علی، شهر ری
به عبارتی بهتر، مدیران میراث فرهنگی در شرایطی از ثبت جهانی یکی از میراث های فرهنگی کشورمان در اجلاس سالانه یونسکو سخن به میان می آورند که در همان اجلاس، سی و پنج میراث فرهنگی دیگر نامزد راهیابی به فهرست جهانی بوده اند که دست بر قضا در دو مورد نام کشورمان به شکلی بسیار سوال برانگیز از قلم افتاده و طرح آن دو مورد در نشست هم، نکته خاصی برای اعتراض به ذهن نمایندگان کشورمان متبادر نمی کند و اگر تعارف را کنار بگذاریم، چه بسا با رای موافق ایشان هم مواجه شده است!
بد نیست که بدانید: مطالب سایت ویکی پدیا به این دلیل که توسط خوانندگان قابل ویرایش است، در سراسر جهان منبع قابل اعتمادی برای دست یابی به اطلاعات صحیح نیست اما زمانی که هیچ مرجع اینترنتی برای معرفی واقعیت ها در دنیای رو به گسترش اینترنت (مثلا معرفی صحیح میراث فرهنگی کشورمان) در دست نیست، مراجعه به آن گاه حکم تنها راهکار موجود را خواهد داشت. با این مقدمه، ساز «تار» در این سایت به زبانهای فارسی، آلمانی، اسپانیولی، فرانسوی، ایتالیایی، ژاپنی، روسی، پرتغالی، ترکی و شاید زبانهای دیگر، (دست کم تا لحظه تنظیم این خبر) به نام ایران و چند کشور دیگر ثبت شده و نه تنها در برخی نسخ نام آن با رسم الخط فارسی هم به چشم می خورد، بلکه مبدا پیدایش آن نیز در برخی زبان ها ایران ذکر شده است.
فرهنگ مشترکِ میان مردم یک منطقه قابل تفکیک و جداسازی نیست؛ فرهنگ مردم، مرزهای ساختگی و نوظهور کشورها را به رسمیت نمی شناسد و چونان جویباری زلال در همه جا جاری و روان است. مردمان کشورهای امروزی ایران و جمهوری آذربایجان یک جان واحد در دو کالبد جدا افتاده هستند. مردمانی با پیشینه تاریخی و فرهنگی مشترک که هزاران سال در غم و شادی خود شریک بوده اند و مشترکاً به زخمه تار و آوای سوزناک آن پناه برده اند. برای فرهنگ و داده های فرهنگی کهن نمی توان شناسنامه مالکیت صادر کرد، بلکه فقط می توان برای حفظ و تداوم آن کوشید. چنین روش ها و رویکردهایی نه تنها موجب استحکام همبستگی مردم و پاسداشت فرهنگ ها نخواهد شد، که بر طبل تفرقه و جدایی خواهد کوبید و نزاع ها و تمامیت خواهی ها و جریان های استعماری و ویرانگر ملی گرایانه را گسترش و دوام خواهد داد. فرهنگ را نمی توان و نباید بازیچه سیاست های روزمره کرد.
 اینگونه اتفاق ها و عملکردها هشداری برای عده ای از هموطنان ماست که بیش از اندازه لازم و درخور به چنین فهرست هایی اهمیت ندهند و دچار ذوق زدگی های کاذب ناشی از آن نگردند. چنانکه قبلاً به هنگام ثبت نوروز در فهرست یونسکو نوشته بودم، ثبت شدن یا نشدن در فهرست جهانی گره چندانی از کار ما نخواهد گشود؛ بلکه پاسداشت و احیای میراث معنوی رو به نابودی، وظیفه ملی و فوری همهٔ ماست؛ نگارنده از آنانی نیست که هر چیزی را درست یا نادرست به ایران می چسبانند و عادت به زنجموره های بی حاصل یا احساس غرور کاذب دارند؛ اما واقعیت ها و انصاف هم چیز بدی نیست. ساز تار بخشی از فرهنگ کهن مردمان مشرق زمین، کشور و فلات ایران و تمامی سرزمین های پامیروایرانی و قفقاز است.
 در هر صورت لازم بود که اعضای آن کمیته اشاره ای به نام ایران و دیگر کشورهای منطقه می کردند و یا لااقل به این نکته مهم می پرداختند که چرا این ساز بومی و ملی جمهوری آذربایجان، یک نام فارسی دارد و نه نامی به زبانی دیگر؟ و چرا نام های «گیتار» و «سیتار» و انواع دیگر آنها از نام فارسی «تار» گرفته شده است؟ بد نبود اگر توجهی به نگاره های باستانی تار و نوازندگان آن می شد تا دانسته شود کهن ترین نمونه های تار از کدام نواحی و سرزمین ها بدست آمده و حوزه پراکندگی آن چگونه بوده است.
حال باید دید اهالی موسیقی ایران می‌توانند در یک اقدام مجدانه و پیگیر و هماهنگ این اتفاق را جبران کرده و شرایط را به گونه‌ای تغییر دهند که این ساز ایرانی به نام کشور دیگر ثبت شده باقی نماند.





*** آشنایی با ساز تار ***
تار در لغت به معنی رشته است و در آلات موسیقی همان است که به اصطلاح امروز سیم گفته می شود و پیشینیان، آن را وتر می نامیدند. هیچ سازی نیست که از آن (سیم) بی بهره باشد مگر آلات بادی که در آنها فشار هوا موجب ارتعاش و تولید صوت می شود.

آشنایی با ساز تار

تار از جمله سازهای زهی مضرابی است که در ساخت آن از چوب، پوست، استخوان، زه، استفاده می‌شود
تار یکی از مهمترین سازهای موسیقی کلاسیک (سنتی) ایران است و از حدود 200 سال پیش، از آن به عنوان یکی از سازهای اصلی موسیقی ایرانی نام برده شده است.
طول کلی این ساز حدود 95 سانتی متر است. نوازنده تار ایرانی در حالت نشسته ساز را به صورت افقی روی ران پا قرار می‌دهد، به طوری که دسته تار طرف چپ و کاسه طنینی طرف راست نوازنده قرار گیرد.
نوازنده سر انگشت‌های دست چپ را روی دستان‌هایی که در طول دسته تار بسته شده است حرکت می‌دهد و با مضرابی که در دست راست دارد به سیم‌ها زخمه می‌زند.
تار از اواسط قرن ۱۸ میلادی با شمایل کنونی‌اش شناخته شده است. دسته‌ای بلند متصل به کاسه‌ای دو تکه (کاسه و نقاره) است که از کنده‌کاری در چوب درخت توت درست شده و لایه نازکی از پوست روی کاسه‌ها کشیده شده است.
در قسمت دسته ۲۶ تا ۲۸ پرده قابل تنظیم وجود دارد. تار دارای 6 سیم از جنس فلز بوده و در ۳ دسته ۲ تایی روی آن کشیده شده است و به‌وسیله مضراب (زخمه‌ای از جنس برنج) نواخته می‌شود.
روی کاسه و نقاره تار پوست کشیده شده و خرک تار بر پوست کاسه تکیه کرده است. قسمت نقاره در انتهای بالائی به دسته (گردن) متصل شده است.
دسته تار بلند (45 تا 50 سانتیمتر) است و بر کناره‌های سطح جلویی آن دو روکش استخوانی چسبانده‌اند.
دور دسته، دستان‌ها (پرده‌هائی عمود بر طول آن با فواصل معین) بسته شده، قطر هر دستان در اصوات اصلی دستگاه‌های موسیقی ایرانی، کمی بیشتر از اصوات گذرا و کم اهمیت‌تر این موسیقی است.
جعبه گوشی (سر) در انتهای بالائی دسته قرار گرفته و از هر طرف 3 گوشی بر سطوح جانبی جعبه کار گذاشته شده است.
سیم‌های 6 گانه عبارتند از: 2 سیم سفید (پائین) که همصدا کوک می شوند، 2 سیم زرد (همصدا)، یک سیم سفید نازک (به نام«زیر») و یک سیم زرد (بم) که دوتای آخری غالباً به فاصله اکتاو کوک می‌شوند.
آشنایی با ساز تار
فاصله سیم‌های همصوت سفید، نسبت به سیم‌های زرد غالباً «چهارم» و سیم‌های سفید نسبت به سیم بم معمولاً فاصله اکتاو یا هفتم را تشکیل می‌دهند.
تار با مضرابی کوچک از جنس برنج به طول تقریبی 3 سانتیمتر نواخته می‌شود، در قسمتی از نصف طول مضراب، برای آنکه در دست‌های نوازنده راحت قرار گیرد، با موم پوشیده شده است.
قسمت‌های مختلف تار عبارتند از:
کاسه طنینی: این کاسه از چوب یک تکه در دو حجم تو خالی (یکی بزرگتر و یکی کوچکتر) ساخته شده . قسمت بزرگ را کاسه و قسمت کوچک را نقاره می‌گویند. روی دهانه‌های باز کاسه و نقاره پوست می‌کشند. خرک را روی پوست کاسه قرار می‌دهند. جنس چوب این کاسه‌ها معمولا از چوب درخت توت است.
پوست: پوست تار از قسمت نازک پوست چهار پایانی مثل بره و بز تهیه می‌شود.
خرک: خرک معمولا از جنس استخوان به کار رفته در روی دسته شیطانک به طول تقریبی 5 و ارتفاع 2 سانتی متر ساخته می‌شود که با دو پایه‌های کوچک خود روی پوست کاسه قرار می‌گیرد. سیم‌ها هر یک جداگانه بر روی شیارهای کوچک خرک قرار می‌گیرند.
دسته: دسته تار از چوب‌های سخت مانند گردو یا توت به صورت لوله‌ای توپُر به طول تقریبی 50 و قطر 4 سانتی متر ساخته می‌شود. دستان‌ها(پرده) با فواصل معین روی آن بسته می‌شوند.
سر پنجه و گوشی: سر پنجه یا جعبه کوک (جعبه گوشی) در ابتدای دسته قرار گرفته و 6 عدد گوشی روی آن نصب می‌شوند و بوسیله آن، سیم‌ها کوک می‌شوند.
شیطانک: قطعه استخوانی باریک و کم ارتفاع است. عرض آن به اندازه عرض دسته تار و ارتفاعش دو میلی متر است و دارای شیارهای کم عمقی است که سیم‌ها هر یک از درون یکی از شیارها می‌گذرد و به طرف گوشی می‌روند.
مضراب: مضراب قطعه ای است فلزی معمولا از جنس برنج، به طول تقریبی 3-4 سانتی متر و نیمی از طول آن که در دست نوازنده قرار می‌گیرد با موم پوشیده می‌شود.
سیم‌ها: تار دارای 6 سیم است که سیم‌های اول و دوم از جنس فلزی سفید رنگ، سیم‌های سوم و چهارم از جنس برنج، سیم پنجم(واخوان) فلز سفید رنگ و سیم ششم (بم) از جنس فلزی زرد رنگ است.
آشنایی با ساز تار

نوازندگان پیشین :
• آقا حسینقلی
• میرزاعبدالله
• درویش خان
• اسماعیل ساقی
• علینقی وزیری
• موسی معروفی
• یحیی زرین پنجه
• علی‌اکبر شهنازی
• مرتضی نی‌داوود
• عبدالحسین شهنازی
• غلامحسین بیگجه‌خانی
• لطف‌الله مجد
• عطا جنگوک

نوازندگان حاضر :
• جلیل شهناز
• فرهنگ شریف
• هوشنگ ظریف
• فریدون حافظی
• محمدرضا لطفی
• حسین علیزاده
• محسن نفر
• داریوش طلایی
• کیوان ساکت
• داریوش پیرنیاکان
• حمید متبسم
• ارشد تهماسبی
• مجید درخشانی
• شهرام میرجلالی
• حمید طهماسیان
• پژمان طهماسبیان
آشنایی با ساز تار

سازندگان تار :
از سازندگان به نام این ساز در دوران قاجار می‌توان از یحیی اول و یحیی دوم و عباس و جعفر صنعت وبعد از آنها به رمضانعلی شاهرخ و در دوران ما به استاد ابراهیم قنبری مهر و رضا ژاله و پژوهشگر سازهای ایرانی استاد تسنیمی اشاره کرد.

تار از چه زمانی به وجود آمده:
این که از چه زمانی این نام به سازی که امروز در دست ما است (تار) اطلاق شده معلوم نیست. تنها در شعر فرخی سیستانی تار در ردیف "غژ" و "نزهت" که نام دو آلت موسیقی است به کار رفته است:

هر روز یکی دولت و هر روز یکی غژ

هر روز یکی نزهت و هر روز یکی تار

آنچه مسلم است این است که ما تا دوره صفویه سازی به نام و شکل تار امروزی نداشته ایم. زیرا در نقاشی های آن دوره هم اثری از آن دیده نمی شود. در صورتی که در مجلس بزم تالار چهل ستون اصفهان کمانچه، عود و سنتور دیده می شود.

ساز دیگری در ایران به نام طنبور یا تنبور سابقه بسیار قدیم دارد که فارابی نیز از آن نام می برد و در اشعار شاعران پیشین ایران هم ذکر آن رفته است. چنان که منوچهری دامغانی می گوید:

به یاد شهریارم، نوش گردان

به بانگ چنگ و موسیقار و طنبور

و هم چنین در جای دیگر سروده است:

خنیا گرانت، فاخته و عندلیب را

بشکست نای در کف و طنبور در کنار

بعضی گویند تار، همان بربط باستانی است که بعدها عود نامیده شده است. در این که عود و بربط یکی است شکی نیست. ولی تار به طنبور بیشتر شباهت دارد تا به عود و بربط.
در قدیم دو نوع طنبور بوده است: طنبور خراسانی و طنبور بغدادی. این ساز دو سیم داشته و مضرابی بوده که با انگشتان دست راست نواخته می شده و هم اکنون در کردستان معمول است.
بر خلاف عود که دسته ای کج دارد، دسته تنبور راست و بلند است و مانند تار، پرده بندی می شود، ولی عده پرده های آن کمتر است. شکل طنبور همه جا در نقاشی های قدیم بخصوص در مینیاتورها دیده می شود و کاسه آن از چوب است و دهانه آن هم پوست ندارد مثل سه تار. ولی کاسه آن بزرگ تر است و به شکل یک نصفه خربزه است.
به نظر چنین می رسد که سه تار از نوع طنبور بوده است. با این تفاوت که طنبور را با چهار انگشت دست راست (بدون شست) به صدا در می آوردند ولی در سه تار، ناخن سبابه عمل مضراب را انجام می دهد. احتمالاً چون صدای سه تار کم بوده است کاسه این ساز را بزرگ تر کرده و روی آن پوست کشیده اند و با مضراب فلزی نواخته اند تا طنین آن بیشتر شود.

مخترع تار:
این که شهرت دارد ابونصر فارابی مخترع تار بوده است سند تاریخی ندارد.
در دوره صفویه از نوازنده ای به نام استاد "شهسوار چهارتاری" نام برده اند و معروف است که "شیخ حیدر" مخترع چهار تار است. هم چنین گویند شخصی به نام "رضاء الدین شیرازی"، شش تار را اختراع کرده است.
به طورکلی تار در دوره قاجاریه یکی از ارکان موسیقی ایران شده است.

سازهای هم خانواده :
در سال های اخیر هر گونه نوآوری بر روی این ساز، بیشتر به افزایش کیفیت و کارایی آن منجر شده است. تنها اتفاق مهم در این خصوص ساخت اندازه هایی کوچک تر و بزرگ تر از تار معمولی بود که به پیشنهاد کلنل علی نقی وزیری و البته با الگو برداری از فرهنگ موسیقی غربی، به نام های تارسوپرانو و تارباس ساخته شدند. از این دو، فقط تارباس موفق شد در موسیقی نوین ایران جایی پیدا کند و امروزه بیشتر گروه های موسیقی ایرانی از آن بهره می برند. صدادهی تارباس یک هنگام (Octave) بم تر از تار معمولی است. این ساز فقط سه عدد سیم دارد و معمولاً از سیم های گیتار و در مواردی از سیم های ویلنسل بهره می گیرد. تارباس با مضرابی از جنس پلاستیک یا شاخ حیوان نواخته می شود. صدای تک نوازی آن خیلی جذاب نیست ولی در گروه نوازی کاربرد فراوان دارد. در تارباس فقط صداهای بم مورد نیاز است. به همین دلیل روی بخش نقاره، همانند تار پوست نمی اندازند و این قسمت غالباً به صورت خالی دیده می شود. برخی نیز برای زیبایی، روی آن را با یک توری نازک می پوشانند. تارباس در سال های اخیر غالباً در کنار عود، بخش باس موسیقی های معاصر ایرانی را می پوشاند.شکل دیگری از تار، در مناطق شمال غرب ایران و همچنین کشور آذربایجان به نام تار آذری یا قفقازی وجود دارد. این ساز نیز بنا به پژوهش های ورتکف Vertkov و دیگر صاحب نظران آذربایجانی، تا پیش از قرن 12 هجری (اواخر قرن 18 میلادی) در منطقه قفقاز دیده نشده است. در آن زمان یک نوازنده ماهر به نام صادق اوغلی به آن سه سیم واخوان افزود و کمی شکلش را تغییر داد. آذربایجان، تنها منطقه بومی ایران است که در آن علاوه بر موسیقی محلی، یک موسیقی ویژه به نام موسیقی موقامی (مقامی) در آن وجود دارد که با سازهای کمانچه، تار آذری و قاوال نواخته می شود. تار آذری که در گستره بزرگی از مناطق آذری نشین تا گرجستان رواج دارد، در بیشتر متون تاریخی از آن به عنوان تار قفقازی یاد شده است. هماننند تار ایرانی، کاسه ای دوقلو دارد ولی به جای شش سیم، از هشت عدد بهره می گیرد. ضمن این که صدایش کمی تودماغی است. این ساز همیشه روی سینه نوازنده قرار می گیرد و به همین دلیل، ایستاده هم می توان آن را نواخت.

تجربه های نوین :
تار از گذشته همواره در دو نقش تکنواز و همنواز ایفای نقش می کرده است. قدرت صدای آن با سازهایی چون سنتور، عود، کمانچه و نی برابری می کند و بدون میکروفون می تواند در کنار این سازها به همنوازی بپردازد. در سال های اخیر علاوه بر کارهای گروه نوازی ایرانی، آهنگ های مستقلی نیز برای این ساز تصنیف شده است. آهنگ هایی مانند چند نوازی تار که نخستین بار توسط آهنگسازی به نام محسن نفر صورت گرفت و یا دونوازی تار به نام شورانگیز، ساخته حسین علیزاده با اجرای مشترک خودش و ارشد تهماسبی. البته خیلی پیش تر، علی نقی وزیری، آهنگ های دونوازی برای تار نوشته بود ولی عموماً این آهنگ ها شبیه دونوازی های غربی بودند که بیشتر توسط هنرآموزان هنرستان موسیقی اجرا می شدند و در مجموع از اقبال عمومی برخوردار نبودند. در مجموع تجربه محسن نفر در آهنگ چند نوازی تار و تارباس که بیشتر بر اساس تشکیل آکورد زیر ملودی اصلی شکل گرفته بود و همچنین تجربه دونوازی تار ساخته حسین علیزاده که از نوعی فن چند صدایی موسوم به کنترپوان استفاده می کرد، به مذاق شنوندگان موسیقی ایرانی بیشتر خوش آمدند. در خصوص تجربه های نوین تار همچنین می توان به آهنگ فانتزی برای تار و ارکستر ساخته حسین دهلوی اشاره کرد. این آهنگ در اصل بر اساس "بندباز" ساخته کلنل علینقی وزیری بسط و گسترش یافته است.تار همواره در کانون تمدن های شهری بوده و کاربردی در موسیقی محلی نداشته است ولی در چند دهه اخیر و به خصوص با راه اندازی رادیو ایران، برخی نوازندگان محلی به این ساز روی آوردند. از سوی دیگر برخی نوازندگان موسیقی شهری نیز سعی کردند با استفاده از آن، آهنگ های محلی را بازنوازی کنند. اجرای برخی آهنگ های مشهور موسیقی غربی با تار از دیگر تجربه های نوازندگان معاصر است. چنین تجربه ای ابتدا در باکو پایتخت کشور آذربایجان توسط تارنوازان آذری صورت گرفت و امروزه نیز کیوان ساکت، یکی از نوازندگان ایرانی به چنین تجربه ای روی آورده است. این آثار در اصل برای سازهایی مثل ویولون، پیانو و گیتار نوشته شده اند که در اجرای جدید با صدادهی تار، رنگ متفاوتی به خود گرفته اند. روشن است اجرای چنین آثاری در مقوله موسیقی ایرانی نمی گنجد. بلکه صرفاً تجربه ای برای ایجاد یک موسیقی جدید با هویت دوگانه است.