هَل مِن مَحیص*؟؟؟؟؟

 

-بیاریدش اینجا !بنشین! آن پایین چه کار می کردی؟

-هیچی.من هیچ کاری نمی کردم.من همه اش بیمار بودم.همیشه توی بیمارستان

بودم.

-زندگی سختی داشتی؟

-زندگی؟من زندگی نمی کردم.من فقط زنده بودم.دایم دیالیز می شدم.علم پزشکی

برای نجات من هیچ غلطی نتوانست بکند.من آنجا روزی هزار بار می مردم و نمی

مردم.به این می گویند زندگی؟لعنت به این زندگی!

-پس بدبخت بودی؟

-نه من بدبخت نبودم چون بدتر از من هم بود.

-خوشبخت بودی؟

-خوشبختی چیه؟

-نمی دانم.شاید دو تا کلیه ی سالم.

-ببریدش.بگذارید بخوابد خوب بخوابد.نفر بعد!

 

-کار تو چی بود؟

-من سرباز بودم آقا!به من یک تفنگ دادند و گفتند شلیک کن.

-به چه کسی؟

-نمی دانم.به من گفتند فقط به طرف جلو تیراندازی کن .گفتند آنها دشمنان ما هستند

و باید از بین بروند.

-چند نفر را کشتی؟

-نمی دانم.من واقعا نمی دانم.من فقط تفنگم را آتش می کردم.دقیقا نمی دیدم که

کسی روی زمین می افتاد یا نه.

-چرا شلیک می کردی؟

-اطاعت از بالادست.

-زندگی چی هست؟

-اطاعت از بالا دست.

-تو خوشبخت بودی؟

-نمی دانم.

-ببریدش.

 

آن پایین چه کار می کردی؟

-من دانشمندبودم آقا!طبیعت مثل کلافی سر در گم به هم پیچیده و ناپیدا بود.اول فکر

می کردیم باز کردن این کلاف ممکن است اما بعد نا امید شدیم.ما فرضیه می

دادیم،آزمایش می کردیم ،نتیجه می گرفتیم و قانون می نوشتیم و بعد می دیدیم که

همه چیز اشتباه است.بارها و بارها حرف هامان را پس گرفتیم و یا آن ها را تغییر دادیم.

-چه چیز مهمی آن پایین پیدا کردی؟

-قوانین و اصول طبیعت را.پایین آن قدر زیبا بود که ما محو زیبایی آن جا شده بودیم.

-پس حسابی سرگرم شده بودید؟

-آن پایین سرگرم کننده بود.

-تو خوشبخت بودی؟

-نه،ما می خواستیم با ریاضی و فیزیک همه ی مسائل را حل کنیم اما سوال های زیادی

بی پاسخ مانده بود.پاسخ هر سوال با خودش هزار سوال دیگر را پیش می آورد.ما بین

سوال های زیادی گیج شده بودیم.چیز های زیادی بود که حل آنها از عهده ی ما برنمی

آمد.سوال ها و جهل،روح ما را می خورد.

-عاشق هم شده بودی؟

-نه.

-ببریدش.

 

-کار تو چی بود؟

-اجازه هست بنشینم؟

-بنشین.

-من مسئول آدم های زیادی بودم.من برای پیشرفت اقتصادی و صنعتی و توسعه ی

سرزمین آنها تصمیم می گرفتم.همه ی آن ها به من مدیونند.من سرزمین آنها را آباد

کردم و...

-چه کار مفیدی انجام دادی؟

-من سرعت توسعه ی برنامه های اقتصادی ،پروژه های صنعتی و گسترش تکنولوژی را

تنظیم و طراحی می کردم...

-چه کار مهمی انجام دادی؟

-تامین آزادی،عدالت،دموکراسی و تحقق قوانین از اهداف استراتژیک تصمیم گیری های

ما بود...

-این دارد هذیان می گوید،ببریدش.

-ولی حرف های من هنوز تمام نشده!

-تا حالا هم چیز مهمی نگفته ای.

-تامین معاش و خوشبختی و سعادت بشر چیز مهمی نیست؟

-تو دیوانه ای.

-من هیچ کار مهمی نکرده ام؟

-تو دیوانه ای،ببریدش!

-با من چه کار می خواهید بکنید؟

-بندازیدش توی چاه!

 

آن پایین چه کار می کردی؟

-هو

-کارت چی بود؟

-هو.

-تو درویشی؟

-انا الحق.

-حق چیه؟

-نفس درویش.لیس فی جبتی الا الله.

-رسیده ای؟

-این راه را نهایت صورت کجا توان بست؟

-در راهی؟

-من راهم.

-خسته ای؟

-خسته ام.تشنه ام.

-ببریدش.کمی آب به او بدهید.

 

پایین چه طور بود؟

-سخت بود آقا.خیلی سخت بود.

-تو چه کار می کردی؟

-من منتظر بودم آقا.

-منتظر چی؟

-منتظر کسی که می گفتند یک روز بهشت را با خودش خواهد آورد.آن پایین همه

مایوس شده بودند،اما من منتظر بودم.آن قدر انتظار کشیدم و نگاه کردم که چشم هام

بی سو شد اما کسی نیامد.ما داشتیم از فرط انتظار ذوب می شدیم.

-هیچ کاری از دست تو سا خته نبود؟

-از دست هیچ کسی کاری ساخته نبود.وضع بدتر از آن بود که کسی بتواند آن را کنترل

کند.شاید کسی می توانست کلیات را درست کند اما سامان دادن به جزئیات از عهده

هیچ کس بر نمی آمد.همه چیز به وضوح از دست رفته بود.هیچ کس نمی دانست چه

باید بکند.آن جا مثل جهنم غیر قابل تحمل بود.بهترین کاری که از دست ما ساخته بود،

این بود که منتظر بمانیم و خوب باشیم.

-خوب؟

-بله.تنها کاری که می توانستیم بکنیم این بود که خوب باشیم.اگر همه خوب می شدند

آن وقت کسی که همه انتظارش را می کشیدند می آمد و جزئیات را هم اصلاح می

کرد.جزئیات به شکل تاسف باری تباه شده بود.آدم ها همه در جزئیات تباه می شدند اما

کسی به جزئیات اهمیت نمی داد.همه در فکر کلیات بودند.در کلیات انسانی وجود

نداشت من از وضعیت به وجود آمده گریه ام گرفته بود.آن پایین دلم را به هم می زد.من

سعی کردم خوب باشم و هم چنان منتظر بمانم.خوب بودن دشوار بود اما به نظر می

رسد که تنها راه نجات است.

-ببریدش تو باغ.

قسمتی از داستان هل من محیص/ کتاب عشق روی پیاده رو/ مصطفی مستور

*بخشی از آیه 36 سوره ق

 

توضيحات سوره ق:

اين سوره در ((مكه )) نازل شده , و داراى 45 آيه است

مـحـور بـحثهاى اين سوره مساله ((معاد)) است و در مسائل مربوط به معاد انگشت روى امور زير مى گذارد.
1 ـ انكار و تعجب كافران از مساله معاد (معاد جسمانى ).
2 ـ اسـتـدلال بـر مساله معاد از طريق توجه به نظام آفرينش , و مخصوصااحياى زمينهاى مرده به وسيله نزول باران .
3 ـ استدلال بر مساله معاد از طريق توجه به خلقت نخستين .
4 ـ اشاره به مساله ثبت اعمال و اقوال براى ((يوم الحساب )).
5 ـ مسائل مربوط به مرگ و انتقال از اين جهان به سراى ديگر.
6 ـ گوشه اى از حوادث روز قيامت و اوصاف بهشت و دوزخ .
7 ـ اشاره به حوادث تكان دهنده پايان جهان .
در ايـن مـيـان اشاراتى كوتاه و مؤثر به وضع اقوام طغيانگر پيشين و سرنوشت دردناك و شوم آنها ـمـانـنـد قوم فرعون , عاد, لوط, شعيب , و تبع ـ نيز دستوراتى براى توجه به خدا و ذكر او به پيامبر اسلام (ص ) داده شده است و اشاره كوتاهى به عظمت قرآن در آغاز و پايان سوره به چشم مى خورد.
فضيلت تلاوت سوره :
از روايـات اسلامى استفاده مى شود كه پيامبر(ص ) اهميت فراوانى براى اين سوره قائل بود, تا آنجا كه هر روز جمعه آن را در خطبه نماز جمعه قرائت مى فرمود.
و نـيـز در حـديثى از امام باقر(ع ) آمده است : ((كسى كه پيوسته در نمازهاى فريضه و نافله سوره ((ق )) را بخواند خداوند روزى او را گسترده مى كند, و نامه اعمالش را به دست راستش مى دهد, و حساب او را در قيامت آسان مى سازد)).
نـيـاز بـه يـادآورى ندارد كه اين همه افتخار و فضيلت تنها با خواندن الفاظحاصل نمى شود, بلكه خـوانـدن الـفاظ سرآغازى است براى بيدارى انديشه ها و آن نيز وسيله اى است براى عمل صالح و هماهنگى با محتواى سوره .

 

 تفسير سوره

 
سوره ق آيه 1
‏متن آيه : ‏
‏ ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏قاف . سوگند به قرآن مجيد ( تو فرستاده خدائي ! )‏

‏توضيحات : ‏
‏« ق » : از حروف مقطعه است ( نگا : بقره‌ / 1 ) . « الْمَجِيدِ » : بزرگوار . مراد كثيرالفوائد ، و داراي ظاهري آراسته و محتوائي ارزشمند ، و دستورهائي عالي ، و برنامه‌هائي آموزنده و حيات‌بخش است . « وَالْقُرْءَانِ الْمَجِيدِ » : مقسوم‌له يا جواب قسم ( إِنَّكَ رَسُولُ اللهِ ) محذوف است .‏

سوره ق آيه 2
‏متن آيه : ‏
‏ بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اهل مكه نه‌تنها ايمان نياورده‌اند ) بلكه آنان در شگفت هم هستند از اين كه پيغمبر بيم‌دهنده‌اي از خودشان به سويشان بيايد . اين است كه كافران مي‌گويند : اين ، چيز شگفتي است ( كه كسي بيايد و بگويد : دوباره زنده مي‌شويد ، و حساب و كتابي ، و بهشت و دوزخي در ميان است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَن جَآءَهُمْ . . . » : از اين كه به سوي ايشان آمده است .‏

سوره ق آيه 3
‏متن آيه : ‏
‏ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آيا هنگامي كه ما مرديم و خاك شديم ( دوباره به زندگي برمي‌گرديم‌ ؟ ! ) چنين بازگشتي بعيد ( و دور از عقل ) است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« إِذَا . . . » : جواب آن محذوف است ، و از جمله بعد فهميده مي‌شود ، و در تقدير چنين است : أَإِذَا مِتْنَا وَ كُنَّا تُرَاباً ، نُرْجَعُ وَ نُرَدُّ حَيّاً . « رَجْعٌ » : بازگشت . بازگرداندن ( نگا : طارق / 8 ) .‏

سوره ق آيه 4
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏ما مي‌دانيم ( بعد از اين كه مردند ) زمين چه اندازه از ( پيكر ) آنان را ( مي‌خورد و ) مي‌كاهد ، و نزد ما كتابي است ( به نام لوح محفوظ كه همه چيز را ) دقيقاً حساب مي‌كند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« كِتَابٌ » : مراد لوح محفوظ است ( نگا : انعام‌ / 59 ، يس‌ / 12 ) . « حَفِيظٌ » : صيغه مبالغه است و به معني بسيار نگاهدارنده تفصيلات و دقائق هر چيزي است ( نگا : هود / 57 ) و يا اين كه فَعيل به معني فاعِل ، يعني حافِظ است ( نگا : انعام‌ / 104 ) . يا فَعيل به معني مَفْعول ، يعني مَحْفوظ از خطر اشتباه و بدور از دسترس است ( نگا : بروج‌ / 22 ) .‏

سوره ق آيه 5
‏متن آيه : ‏
‏ بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بلكه آنان ( درباره حق و حقيقتي كه پيغمبر براي ايشان آورده است نمي‌انديشند و ) حق و حقيقت همين كه بديشان برسد فوراً دروغش مي‌نامند و تكذيبش مي‌كنند . اصلاً آنان داراي حال پريشان و كارنابساماني هستند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الْحَقِّ » : قرآن كه حق و حقيقت محض است ( نگا : يونس‌ / 108 ) . دين حق كه اسلام است ( نگا : توبه‌ / 33 ، فتح‌ / 28 ) . « لَمَّا » : همين كه . زماني كه . « أَمْرٍ » : شأن و حال ( نگا : نحل‌ / 77 ، مائده‌ / 52 ، محمد / 21 ) . كار و بار ( نگا : بقره‌ / 210 ، آل‌عمران‌ / 109 و 186 ) . « مَرِيجٍ » : مختلط و مضطرب . آميخته و آشفته . « فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ » : داراي حال آشفته و كار پريشاني هستند . يعني گاهي پيغمبر را ساحر ، گاهي شاعر ، وقتي مجنون ، وقتي كاهن ، و . . . مي‌نامند و بر يك حال نمي‌مانند .‏

سوره ق آيه 6
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آيا آنان ( تاكنون سر بلند نكرده‌اند و ) به آسمان ننگريسته‌اند كه ما چگونه آن را بنا كرده‌ايم و آراسته‌ايم و هيچ گونه خلل و شكافي در آن نيست‌ ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« زَيَّنَّاهَا » : آن را با ستارگان زينت داده‌ايم ( نگا : صافات‌ / 6 ، ملك‌ / 5 ) . « فُرُوجٍ » : شقوق . درزها و شكافها . مراد خلل و ناموزوني است .‏

سوره ق آيه 7
‏متن آيه : ‏
‏ وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و زمين را گسترانيده‌ايم ، و در آن كوههاي محكم و پابرجائي را فرو افكنده‌ايم ، و از هر نوع گياه بهجت‌انگيز و مسرت‌بخش در آن رويانده‌ايم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَدَدْنَاهَا » : گسترانيده‌ايم . گسترش داده‌ايم ( نگا : حجر / 19 ) . « زَوْجٍ بَهِيجٍ » : نوع و صنف و جفت مسرت‌بخش و بهجت‌انگيز . ( نگا : حج‌ / 5 ) .‏

سوره ق آيه 8
‏متن آيه : ‏
‏ تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( همه اينها را آفريده‌ايم ) به منظور بينش و بيداري بخشيدن به جملگي بندگان توبه‌كار ( ي كه بخواهند به سوي آفريدگارشان برگردند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« تَبْصِرَةً » : بينا كردن . بينش بخشيدن . مفعول‌له يا مفعول مطلق است . « ذِكْري‌ » : بيدار كردن . يادآور شدن . ياد كردن ( نگا : انعام‌ / 68 و 69 و 90 ) . « مُنِيبٍ » : توبه‌كار . برگردنده ( نگا : هود / 75 ، سبأ / 9 ، زمر / 8 ) .‏

سوره ق آيه 9
‏متن آيه : ‏
‏ وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُّبَارَكاً فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و از آسمان آب پربركتي را بارانده‌ايم ، و بدان باغها رويانده‌ايم ، و دانه‌هاي كشتزارهائي را برآورده‌ايم كه درو مي‌گردد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نَزَّلْنَا . . . » : ( نگا : بقره‌ / 22 و 164 ، انفال‌ / 11 ) . « الْحَصِيدِ » : درو شده . « حَبَّ الْحَصِيدِ » : دانه‌هاي كشتزارهائي كه درويده مي‌شوند .‏

سوره ق آيه 10
‏متن آيه : ‏
‏ وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و درختان خرماي بلندي را كه داراي شكوفه‌هاي متراكم و چين‌چين هستند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بَاسِقَاتٍ » : طولاني و دراز . بلندبالا و سركشيده . حال است . « طَلْعٌ » : ( نگا : انعام‌ / 99 ، شعراء / 148 ، صافات‌ / 65 ) . « نَضِيدٌ » : چين‌چين چيده شده . در كنار هم مرتب و منظم قرار گرفته . فعيل به معني مفعول است ( نگا : هود / 82 ، واقعه‌ / 29 ) .‏

سوره ق آيه 11
‏متن آيه : ‏
‏ رِزْقاً لِّلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتاً كَذَلِكَ الْخُرُوجُ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( همه اينها ) به منظور بخشيدن روزي به بندگان است . ما به وسيله آب باران ، سرزمين مرده را زنده گردانده‌ايم . ( آري ! زنده شدن مردگان ، و ) از گورها سربرآوردن آنان نيز همين گونه است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« رِزْقاً » : مفعول‌به فعل محذوف و يا مفعول‌له است ، و يا حال و به معني اسم مفعول ، يعني مرزوق است . « بَلْدَةً » : سرزمين . ناحيه . « الْخُرُوجُ » : بيرون آمدن از گورها در روز قيامت .‏

سوره ق آيه 12
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ ‏

‏ترجمه : ‏
‏پيش از اينان ، قوم نوح ، و اصحاب الرّسّ ، و قوم ثمود ( پيغمبران را ) تكذيب كرده‌اند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَصْحَابُ الرَّسِّ » : همان اصحاب اخدود مذكور در ( بروج‌ / 4 ) است كه در سرزمين يمن زندگي مي‌كردند .‏

سوره ق آيه 13
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و همچنين قوم عاد و فرعون و قوم لوط .‏

‏توضيحات : ‏
‏« إِخْوَانُ لُوطٍ » : قوم لوط ( نگا : اعراف‌ / 65 و 73 و 85 ، هود / 50 و 61 و 84 ) .‏

سوره ق آيه 14
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و اصحاب اَيكه ، و قوم تبّع ، هر يك از آنان ، فرستادگان الهي را تكذيب كردند و وعده عذاب من درباره ايشان تحقق يافت .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَصْحَابُ الأيْكَةِ » : قوم شعيب هستند ( نگا : حجر / 78 ، شعراء / 176 و 177 ) . « قَوْمُ تُبَّعٍ » : گروهي از مردم يمن كه پيرو پادشاه خوبي به نام تُبّع الْحِمْيَري بودند . ( نگا : دخان‌ / 37 ) .‏

سوره ق آيه 15
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آيا ما از آفرينش نخستين ، درمانده و ناتوان بوده‌ايم ( كه قادر بر آفرينش دوم ، يعني رستاخيز نباشيم‌ ؟ ! آنان در آفرينش نخستين ترديد ندارند ؛ زيرا خالق انسانها را خدا مي‌دانند . ) ولي ايشان درباره آفرينش مجدد ( بعد از مرگ ، يعني رستاخيز مردگان ) ترديد دارند !‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَفَعَيِينَا » : آيا ناتوان و درمانده بوده‌ايم‌ ؟ ( نگا : احقاف‌ / 33 ) . « بِالْخَلْقِ الأوَّلِ » : در آفرينش نخستين . يعني آفرينش آسمانها و زمين و همه موجودات ديگر در آغاز . « لَبْسٍ » : شك و ترديد . مراد سرگشتگي حاصل از عدم انديشه و بررسي مسائل و ادلّه و براهين دالّ بر قدرت نامحدود و بي‌پايان خدا است . كسي كه معتقد باشد كه خدا انسانها را از خاك آفريده است ، چرا بايد در آفرينش مجدد انسانها از خاك متردد باشد . « خَلْقٍ جَديدٍ » : مراد آفرينش دوباره و رستاخيز مردگان است .‏

سوره ق آيه 16
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏ما انسان را آفريده‌ايم و مي‌دانيم كه به خاطرش چه مي‌گذرد و چه انديشه‌اي در سر دارد ، و ما از شاهرگ گردن بدو نزديكتريم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ » : ضمير ( ه ) اگر به انسان برگردد ، معني چنين است : چيزهائي كه نفس بدو مي‌گويد . اگر به ( ما ) برگردد ، معني بدين شكل است : خواستهاي دل و انديشه‌هاي مغز . « حَبْلِ الْوَرِيدِ » : شاهرگ گردن . اضافه ( حَبْلِ ) به ( الْوَرِيدِ ) بيانيه است . يعني رشته‌اي كه وريد نام دارد . وريدها دو رگ هستند كه در دو طرف گردن قرار دارند و به دو استخوان پشت گوش متصلند و با قطع هر يك انسان مي‌ميرد ( نگا : المصحف الميسر ) . « نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ . . . » : قرب خدا قرب علمي است‌ ؛ نه مكاني .‏

سوره ق آيه 17
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بدانگاه كه دو فرشته‌اي كه در سمت راست و در طرف چپ انسان نشسته‌اند و اعمال او را دريافت مي‌دارند ( ما از همه چيز و همه كس - حتي از اين دو فرشته‌ - به او نزديكتريم ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« إِذْ » : معمول واژه اقرب است ، يا مفعول به فعل محذوف ( أُذْكُرْ ) . « يَتَلَقّي‌ » : دريافت مي‌دارند . « الْمُتَلَقِّيَانِ » : دو دريافت‌كننده . مراد دو فرشته‌اي است كه همراه هر انساني بوده ، يكي در طرف راست مأمور ثبت و ضبط اعمال نيك است ، و ديگري در طرف چپ مأمور ثبت و ضبط اعمال بد است . « قَعِيدٌ » : نشسته . همدم . فعيل به معني فاعِل ، يعني قَعيد به معني قاعِد ، مثل جَليس به معني جالِس است ، و يا اين كه فَعيل به معني مُفاعِل ، يعني قَعيد به معني مُقاعِد است . مثل جَليس به معني مُجالِس يا نَديم به معني مُنادِم . مبتداي مؤخر است . « عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ » : در اصل عَنِ الْيَمِينِ قَعِيدٌ وَ عَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ است كه به قرينه ( قَعِيدٌ ) اوّل حذف شده است .‏

سوره ق آيه 18
‏متن آيه : ‏
‏ مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏انسان هيچ سخني را بر زبان نمي‌راند مگر اين كه فرشته‌اي ، مراقب و آماده ( براي دريافت و نگارش ) آن سخن است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَا يَلْفِظُ » : نمي‌اندازد . به بيرون پرت نمي‌كند . مراد از انداختن و پرت كردن ، گفتن است . « لَدَيْهِ » : در كنار آن . نزد او . ضمير ( ه ) به قول برمي‌گردد . اين احتمال نيز وجود دارد كه به گوينده بازگردد . « رَقِيبٌ » : مراقب و مواظب . « عَتِيدٌ » : مهياي انجام مأموريت و آماده انجام كار . در اينجا مراد آماده براي دريافتن و نوشتن است .‏

سوره ق آيه 19
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ ‏

‏ترجمه : ‏
‏سكرات مرگ ( سرانجام فرا مي‌رسد و ) واقعيت را بهمراه مي‌آورد ( و دريچه قيامت را به رويتان باز مي‌كند ، و حوادث و صحنه‌هاي دنياي جديد را كم و بيش نشانتان خواهد داد . بدين هنگام انسان را فرياد مي‌زنند كه ) اين همان چيزي است كه از آن كناره مي‌گرفتي و مي‌گريختي .‏

‏توضيحات : ‏
‏« سَكْرَةُ الْمَوْتِ » : مستي و منگي مرگ . مراد بيهوشيها و سختيهائي است كه به هنگام وداع با اين جهان به انسان دست مي‌دهد . چرا كه در اين لحظه بي‌ثباتي و ناچيزي جهان را با چشم خود مي‌بيند و جهان بقا را دورادور مي‌نگرد و وحشتي عظيم سرتاپاي او را فرا مي‌گيرد و حالتي شبيه به مستي پيدا مي‌كند . « جَآءَتْ . . . بِالْحَقِّ » : به راستي فرا مي‌رسد . واقعيت را مي‌آورد و نشان مي‌دهد . « كُنتَ . . . تَحِيدُ » : كناره‌گيري مي‌كردي . مي‌گريختي .‏

سوره ق آيه 20
‏متن آيه : ‏
‏ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و ( سرانجام براي دومين بار ) در صور دميده مي‌شود . آن ( روز ) روز ( تحقق و پياده شدن ) بيم‌دادنها ( ي الهي به كافران ) است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نُفِخَ فِي‌الصُّورِ » : مراد نفخه دوم است ( نگا : زمر / 68 ) . « يَوْمُ الْوَعِيدِ » : روز تحقق بيم‌دادنهاي الهي است . يعني وقوع آن چيزهائي است كه در جهان كافران از آنها بيم داده مي‌شدند .‏

سوره ق آيه 21
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏در آن روز هر انساني ( اعم از نيكوكار و بدكار ، به ميدان محشر ) مي‌آيد همراه با راهنمائي ( كه او را رهبري و رهنمود مي‌كند ) و همراه با گواهي ( كه بر پندار و گفتار و كردار او شهادت مي‌دهد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« سَآئِقٌ » : راننده و سوق‌دهنده . مراد فرشته‌اي است كه او را به سوي جايگاه محشر مي‌برد و رهنمون او مي‌شود ( نگا : روح‌المعاني ) . « شَهِيدٌ » : گواه . شاهد . مراد فرشته‌اي است كه بر اعمال او گواهي مي‌دهد ( نگا : روح‌المعاني ) . البته جز اين فرشته ، شاهدان ديگري از قبيل : فرشتگان موكل ، پيغمبران ، اندامهاي بدن ، نامه‌هاي اعمال وجود دارند ( نگا : نساء / 41 ، فصّلت‌ / 20 و 21 ، نور / 24 ، جاثيه‌ / 29 ) . كه به شيوه‌هاي مختلف گواهي مي‌دهند ، ليكن در مضمون و محتوي با همديگر هم‌آوا و هم‌صدا هستند ( نگا : التفسير القرآني للقرآن ) .‏

سوره ق آيه 22
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( سپس به انسان بي‌باور خطاب مي‌شود : ) تو از اين ( دادگاه بزرگ و چيزهائي كه مي‌بيني و خواهي ديد ) غافل بودي ، و ما پرده از جلو چشمان تو به كنار زده‌ايم و امروز چشمانت كاملاً تيزبين شده‌اند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« غِطَآءَ » : پوشش . پرده . مراد پرده‌هاي جهان مادي و علائق دنيوي است كه انسان را از ديدن حقائق بازمي‌دارند . « حَدِيدٌ » : تيزبين و قوي .‏

سوره ق آيه 23
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ قَرِينُهُ هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏فرشته همدم او مي‌گويد ، اينها چيزهائي است كه در پيش من آماده است ( و من آنها را ثبت و ضبط كرده‌ام . پروردگارا ! خود داني كه برابر اينها در حق او چكار مي‌كني ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« قَرِينُهُ » : همدم او . مراد فرشته موكل مذكور در آيه 18 است . برخي هم گفته‌اند ، مراد اهريمن و اهريمنان مذكور در ( زخرف‌ / 36 ، فصّلت / 25 ) است ! ليكن مقبول به نظر نمي‌رسد در آن روز شياطين جرأت بكنند به خود بنازند و بگويند : ما اين را گمراه و از راه بدر كرده‌ايم . چرا كه شياطين در آن روز منكر كارهاي خود مي‌گردند ( نگا : آيه 27 ) . « هذا » : مراد پرونده اعمال است كه توسط فرشته موكّل ثبت و ضبط و فراهم آمده است .‏

سوره ق آيه 24
‏متن آيه : ‏
‏ أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( خدا به دو فرشته مأمور ثبت و ضبط اعمال دستور مي‌دهد : ) هر كافر سركش و كينه‌توزي را به دوزخ بيندازيد !‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَلْقِيَا » : پرت كنيد و بيندازيد . مخاطب دو فرشته ثبت و ضبط اعمال و يا دو فرشته راهنما و گواه است . « عَنِيدٍ » : سركش . كينه‌توز .‏

سوره ق آيه 25
‏متن آيه : ‏
‏ مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آن كسي را كه سخت از انجام كارهاي نيك دست بازداشته ( و ديگران را ) نيز از انجام خوبيها بازداشته است ، و متجاوز ( از حدود احكام الهي ) و متعدي ( به حقوق ديگران ) بوده است ، و ( در دين خود ) شك داشته است و ( ديگران را نيز راجع به دين ) به شك انداخته است و بدبين كرده است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَنَّاعٍ » : كسي كه خويشتن را از انجام خوبيها بدور داشته است ، و يا مانع ديگران از انجام خوبيها بوده است . « مُعْتَدٍ » : تجاوزپيشه . كسي كه از قوانين آسماني سرپيچي كند و از حدود مقررات بگذرد ، و يا به حقوق ديگران تجاوز كند . « مُرِيبٍ » : متردد . شك‌انداز . از مصدر ( إِرَابَة ) كه به صورت لازم و متعدي آمده است ( نگا : هود / 62 و 110 ، ابراهيم‌ / 9 ، سبأ / 54 ) .‏

سوره ق آيه 26
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آن كسي كه با خدا ، معبود ديگري را برگزيده است . پس او را به عذاب سخت ( دوزخ ) بيندازيد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَلْقِيَا » : تكرار اين واژه براي تأكيد مطلب است .‏

سوره ق آيه 27
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( شيطاني كه در دنيا پيوسته ) همدم او ( بوده است ) مي‌گويد : پروردگارا ! من او را به طغيان و سركشي ( از فرمان يزدان ) وا نداشته‌ام ، بلكه او خود در گمراهي ژرف ( و دور از ساحل نجاتي ) بوده است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« قَرِينُهُ » : اهريمن همدم و همراه او در دنيا كه پيوسته وي را به گمراهي و بدكرداري مي‌خوانده است ( نگا : زخرف‌ / 36 ، فصّلت‌ / 25 ) . « مَآ أَطْغَيْتُهُ » : او را به سركشي و تجاوز وا نداشته‌ام و به نافرماني نكشانده‌ام . مراد اين است كه خودش به وسوسه‌هاي من گوش فرا داده است و من قدرت بر اجبار و اكراه نداشته‌ام ( نگا : ابراهيم‌ / 22 ، نحل‌ / 100 ) .‏

سوره ق آيه 28
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏خدا مي‌فرمايد : در پيشگاه من ستيزه مكنيد . من پيش از اين شما را ( از اين سرنوشت شوم ) بيم داده بودم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ » : توسط پيغمبران قبلاً به شما اخطار كرده‌ام و شما را از چنين روزي و سرنوشتي ترسانده‌ام .‏

سوره ق آيه 29
‏متن آيه : ‏
‏ مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏سخن من ( مبني بر عذاب دادن كافران و نعمت رساندن به مؤمنان ) تغييرناپذير است و دگرگون نمي‌شود ، و من كمترين ستمي به بندگان نمي‌كنم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الْقَوْلُ » : منظور تهديدها و وعيدها و مژده‌ها و بشارتهاي فراوان در آيات مختلف است . « ظَلاّمٍ » : ( نگا : آل‌عمران‌ / 182 ، انفال‌ / 51 ، حج‌ / 10 ، فصّلت‌ / 46 ) .‏

سوره ق آيه 30
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏روزي به دوزخ خواهيم گفت : آيا پر شده‌اي‌ ؟ ( قطعاً كه پر شده‌اي و ما به وعده خود وفا كرده‌ايم ) . و دوزخ مي‌گويد : مگر افزون بر اين هم هست‌ ؟ !‏

‏توضيحات : ‏
‏« هَلِ امْتَلاَتِ » : آيا پر شده‌اي‌ ؟ حرف استفهام ، تقريري است . يعني بگو كه پر شده‌اي و ما به وعده خود ( نگا : سجده‌ / 13 ، ص‌ / 85 ) وفا كرده‌ايم . « هَلِ امْتَلاَتِ . . . مَزِيدٍ » : معني ديگر : آيا پر شده‌اي‌ ؟ دوزخ مي‌گويد : آيا افزون بر اين هم هست‌ ؟ در اين صورت افزون‌طلبي دوزخ بر اثر خشم بر دوزخيان و تقاضاي تضييق مكان بر آنان و رويهم متراكم شدن ايشان است .‏

سوره ق آيه 31
‏متن آيه : ‏
‏ وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و بهشت به پرهيزكاران نزديك گردانده مي‌شود و فاصله چنداني از آنان نخواهد داشت .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أُزْلِفَتْ » : نزديك گردانده شد ( نگا : شعراء / 64 و 90 ) . « غَيْرَ » : ظرف يا حال است . « غَيْرَ بَعِيدٍ » : براي تأكيد معني ( أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ ) است .‏

سوره ق آيه 32
‏متن آيه : ‏
‏ هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين همان چيزي است كه به شما وعده داده مي‌شد ، و به همه كساني كه ( از معاصي دست بكشند و به سوي اطاعت خدا ) برگردند ، و ( فرائض خدا و قوانين و عهدها و پيمانهاي او را ) مراعات بدارند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لِكُلِّ . . . » : بدل از ( لِلْمُتَّقِينَ ) است با اعاده جار و مجرور . « أَوَّابٍ » : ( نگا : ص‌ / 17 و 19 و 30 و 44 ) . توّاب . « حَفِيظٍ » : محافظ دين خدا ، و حافظ فرائض او .‏

سوره ق آيه 33
‏متن آيه : ‏
‏ مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏همان كسي كه در نهان از خداوند مهربان بترسد و با دلي توبه‌كار ( به محضر او ) بيايد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَنْ » : بدل از ( كُلِّ ) است . « مُنِيبٍ » : توبه‌كار . متوجه خدا و روي‌آرنده به طاعت او .‏

سوره ق آيه 34
‏متن آيه : ‏
‏ ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( فرشتگان بديشان مي‌گويند : ) به سلامت وارد بهشت شويد . امروز ، روز جاودانگي است . ( جاودانگي بهشت با تمام مواهب و نعمتهايش ، روز بقاء و ماندگاري هميشگي ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أُدْخُلُوهَا » : داخل بهشت شويد . « بِسَلامٍ » : با درود ما بر شما ، با سلامت از هرگونه بدي و ناراحتي و آفت و بلا و كيفر و عذاب . با سلامت كامل از نظر جسم و جان . در امن و امان . « يَوْمُ الْخُلُودِ » : روزي كه خدا وعده جاودانه زيستن در آن را به شما داده بود .‏

سوره ق آيه 35
‏متن آيه : ‏
‏ لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏هرچه بخواهند در بهشت براي آنان هست ، و افزون بر آن نزد ما نعمتهاي ديگري وجود دارد ( كه هرگز به فكر انساني نرسيده است و به دل كسي نگذشته است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَا يَشَآؤُونَ » : بهشتيان هرچه بخواهند . « مَزِيدٌ » : افزون بر آن ، علاوه از آن .‏

سوره ق آيه 36
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِي الْبِلَادِ هَلْ مِن مَّحِيصٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏ما پيش از آنان ( يعني جلوتر از قريشيان ) اقوام زيادي را هلاك ساخته‌ايم . اقوامي كه از ايشان بسي قويتر و نيرومندتر بوده‌اند و در جهان پيشروي كرده‌اند و كشورها را گشوده‌اند و بر شهرها تسلط يافته‌اند ، ( اما بر اثر كفر و ظلم و بيدادگري و فسق و فجور ، عاقبت به خشم خود گرفتارشان ساخته‌ايم ) و نابودشان نموده‌ايم . آيا اين گونه افراد راه فراري ( از مرگ و كيفر الهي ) داشته‌اند ( تا قريشيان هم داشته باشند ؟ ! ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« وَ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ . . . » : ( نگا : انعام‌ / 6 ، مريم‌ / 74 و 98 ، ص‌ / 3 ) . « بَطْشاً » : گرفتن چيزي با قوت و قدرت . يورش و ستيز ( نگا : زخرف‌ / 8 ، دخان‌ / 16 ، شعراء / 130 ) . « نَقَّبُوا » : راهها را شكافته‌اند و كشورها را گشوده‌اند . در جهان حركت كرده‌اند و پيشروي نموده‌اند . « نَقَّبُوا فِي الْبِلادِ » : كشورها و شهرها را گشوده‌اند و در آنجاها گشته‌اند . به كاوش نواحي و كندوكاو مكانها پرداخته‌اند . كشورها و شهرها را جستجو كرده‌اند تا جاودانه بمانند و از مرگ ، خويشتن را در پناه كاخها و دژها دارند . « مَحِيصٍ » : راه فرار . گريزگاه ( نگا : ابراهيم‌ / 21 ، فصّلت‌ / 48 ، شوري‌ / 35 ) .‏

سوره ق آيه 37
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏به راستي در اين ( سرگذشت پيشينيان ) بيدارباش و اندرز بزرگي است براي آن كه دلي ( آگاه ) داشته باشد ، يا با حضور قلب گوش فرا دارد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ذِكْري‌ » : پند و اندرز . به خود آمدن . بيداري ( نگا : انعام‌ / 68 و 69 و 90 ، شعراء / 209 ، عنكبوت‌ / 51 ) . « شَهِيدٌ » : حاضر . در اينجا مراد كسي است كه حضور قلب دارد ، و به اصطلاح دلش در مجلس است ، و با دقت به سخنان گوش مي‌دهد و مطالب را پيگيري مي‌كند .‏

سوره ق آيه 38
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏ما آسمانها و زمين را در شش دوره آفريده‌ايم و هيچ گونه درماندگي و خستگي به ما نرسيده است ( و كمترين مشكلي براي ما نداشته است . پس چگونه زنده گرداندن مردگان براي ما رنج‌آور و مشكل خواهد بود ؟ ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« سِتَّةِ أَيّامٍ » : ( نگا : اعراف‌ / 54 ، يونس‌ / 3 ، هود / 7 ) . « لُغُوبٍ » : درماندگي و خستگي ( نگا : فاطر / 35 ) .‏

سوره ق آيه 39
‏متن آيه : ‏
‏ فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( حال كه چنين است ) پس در برابر چيزهائي كه مي‌گويند پايدار و شكيبا باش ، و ستايش و سپاس پروردگارت را پيش از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن بجاي آور . ( چرا كه عبادت در آن اوقات ، بزرگ و ارزشمنداست ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« فَاصْبِرْ عَلي . . . » : ( نگا : طه‌ / 130 ) .‏

سوره ق آيه 40
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و نيز در پاره‌اي از شب و بدنبال نمازها ، او را بستاي و تسبيح و تقديسش نماي .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَدْبَارَ » : جمع دُبُر ، عقب . دنبال . آخر ( نگا : آل‌عمران‌ / 111 ، انفال‌ / 15 ) . « السُّجُودِ » : مراد نمازها است .‏

سوره ق آيه 41
‏متن آيه : ‏
‏ وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي محمد ! اين سخن را ) بشنو ! روزي منادي از مكان نزديكي ندا درمي‌دهد ( و در صور مي‌دمد و فرياد رستاخيز برمي‌كشد ، و همگان را به زنده شدن فرا مي‌خواند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« إِسْتَمِعْ » : بشنو . گوش فرادار . مفعول آن محذوف است و تقدير چنين است : إِسْتَمِعْ حَدِيثَ رَبِّكَ گوش فرادار . اخبار روزي را بشنو . مفعول در اين صورت ( يَوْمَ ) است . « الْمُنَادِي‌ » : ندادهنده . مراد اسرافيل است كه براي بار دوم در صور مي‌دمد كه نشانه زنده شدن مردگان و آغاز رستاخيز است . « مَكَانٍ قَرِيبٍ » : اشاره به اين است كه صداي صور او در فضا پخش مي‌شود بگونه‌اي كه گوئي بيخ گوش همگان است .‏

سوره ق آيه 42
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏روزي فرياد ( رستاخيز ) را راست و درست و چنانكه بايد مي‌شنوند ، آن روز ، روز بيرون آمدن ( مردگان از ميان قبورشان ) است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الصَّيْحَةَ » : فرياد رستاخيز كه نفخه دوم مذكور در آيه 20 است .‏

سوره ق آيه 43
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ ‏

‏ترجمه : ‏
‏ما ، بلي فقط ما زنده مي‌گردانيم و مي‌ميرانيم ، و بازگشت مردمان به سوي ما است و بس .‏

‏توضيحات : ‏
‏« إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي . . . » : ( نگا : حجر / 23 ) .‏

سوره ق آيه 44
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعاً ذَلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏روزي زمين از روي مردمان مي‌شكافد و كنار مي‌رود ، و ايشان به سرعت ( از ميان خاكها ) بيرون مي‌آيند . آن روز ، روز گردهمآئي است و براي ما سهل و آسان است ( و كمترين رنج و زحمتي براي ما در بر ندارد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« سِرَاعاً » : جمع سَريع ، شتابان . حال براي فاعل ( يَخْرُجُونَ ) محذوف است ، و تقدير چنين است : يَخْرُجُونَ سِرَاعاً . يا حال ضمير ( هُمْ ) در ( عَنْهُمْ ) است . « يَسِيرٌ » : ساده و آسان ( نگا : نساء / 30 و 169 ، حج‌ / 70 ، عنكبوت‌ / 19 ) .‏

سوره ق آيه 45
‏متن آيه : ‏
‏ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏ما از آنچه ( درباره رسالت تو ) مي‌گويند ، آگاه‌تر ( از هر كس ديگري ) هستيم . تو مأمور نيستي كه آنان را وادار ( به ايمان ) كني ( و با قهر و اجبار به سوي اسلام بكشاني ) . چون چنين است ، كساني را به وسيله قرآن پند و اندرز بده كه از بيم دادن و تهديد كردن من مي‌ترسند .